|
اول
به خاطر تاخیرم معذرت دوم سلام و این اعیاد بزرگ را بر همه دوستان عزیزم تبریک و شادباش عرض می کنم! اما من یه غمی تو دلمه می ترسم بگم و داغ همه رو تازه کنم کاش الان کربلا آزاد بود ... کاش زیر چکمه های اون از خدا بی خبرها ... کاش می تونستیم بریم زیارت... دل من آرزو داره یه روزی بشه کبوتر یه کبوتر سفید شاهپر بیاد و جلد جلای تو بشه کفتر ایوون طلای تو بشه تو نگاهت خونه آسمونه پر زدن تو حرمت آرزومه ... + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 22:57 توسط چشـــم انتظــــــار |
اقرا باسم ربک الذی خلق بخوان ! به نام پروردگارت که تو را آفرید بخـــــوان محمــــــــــد ! بخوان که این اراده پرودگار توســـت -اما من که خــواندن نمی دانــم -بخــــوان نـوری غـار را فرا گـرفته گویــی خورشیدی میان غـار طلـوع کرده اما نــه! محمـد خود خورشـید است و خود طلوع کرده اســــت به اراده پرودگــارش مـی خوانــد به نام خــدایی که انسان را آفرید به نام خــداوند ابراهیم به نام خــداوند موسی به نام خــداوند عیسی محـــمد آخرین پیامبر خدا امشب قــرآن می خواند و خورشـــید چه کوچـک است در مقابل دیدگــان او که گویا چشمان محمد خورشـــیدتر از او مــی تابـند و آفتــاب و ماه تــاب سجده می کنند امشــــب! رســول مهر و عاطفه بر بلندای کوه قــرآن می خواند و خورشید چشمــــان او بی هیــچ غروبی می تـــــــابد *** بیایید پنجره ها را باز کنیم و پرده های کلفت سیاه را کنار بزنیم خورشید بالا آمده است! این عید سعید بر همه مبارک + نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386 23:45 توسط چشـــم انتظــــــار |
هرگـــــز
حتــــــــی یک لحظه ندیدمـــت اما در زلال خیالـــم چشمـــانت تنم را تازیانـــه می زند نیـــزه صدایت، سینـــه ام را می شکافد و درد در مـــن، می شکفـــد *** و تکرار نجیـــب تو در شب چشمانـــم چشمانـــم ســــــراب می بینند ... سراب صادق اشــــــک + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 19:58 توسط چشـــم انتظــــــار |
یاران ره عشق منزل ندارد این بحر مواج ساحل ندارد آنقدر جرأت ندارم که برای مــــولا علـــــــــــی علیــــــــــه السلام دســــت بر قلم ببرم تنـــــــــــها این روز عزیز و پر برکت بر تمام عاشقان و شیعیان آن حضرت مبارک باد + نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 16:14 توسط چشـــم انتظــــــار |
|