|
باز هم٬ جمعه ای تمام شد٬ نیـــــــــــــامدی زهر غمت به کام شد٬ نیــــــــــــــــــامدی تمام دلخوشی مان به صبح روز جمعه بود گذشت و این جمعه هم حرام شد نیامدی اي آسماني تر از يك دل شكسته! دل مجنون را كدام آدينه ،با ناز نگاهت مجنون تر مي كني؟ قصه غريبي است بي تو عبور كردن از دل جمعهها! من وستارهها يكشب در حضور خدا، براي آمدنت خورشيد را قرباني كرديم. ميدانم ميآيي... نذر كردم،عطر تمام نرگسها را پيشكش نگاه خستهات كنم وبه شقايقهاي عالم بگويم دوستت دارم و انتظار ظهورت را ميكشم مهدي جان! + نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386 16:13 توسط چشـــم انتظــــــار |
|