تبليغاتX
چشــــــــم انتظــــــار

چشــــــــم انتظــــــار

ای که در کوجه گرفتی راه را بر فاطمه...گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود 

کاش تو بیایی و چشم تاریکم

به نور دیده تو شود روشن

و قلب من از اعجاز این دیدار

 رها شود از آیین این برزن

بیایی و قدم نهی بر چشم گرچه

نیست لایقت این چشم بی روزن

بیرق ما چادر خاکی توست...یا زهرا...

بیا که قصه اسبت میان قصه ها گم شد

بیا که درد رفیقان دوای مردم شد

بیا که جام جهان پر است از خون

که راه و رسم جهان گشته دیگر گون

بیا که زیبایی همچو خواب پروانه

بیا که بدانند نیستی افسانه

بیا و ببین همچو قلب تو ما هم

چگونه رخت عزا کرده ایم بر تن

بیا بیا ای آخرین پسر زهرا

بیا و پرده از این راز مادرت برکن

بیا که هنوز داغ سیلی و کوچه

مانده بر دل کبود حسن

 


پ.ن:

ستاره پشت در بود

وقتی درو شکستن

.

.

.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 20:32 توسط چشـــم انتظــــــار |


پنجره ای به سوی تو باز می کنم

راستی...!

 تو کدام طرفی؟

دیوارهای کدام طرف را

باید خراب کنم

تا خانه ی دلم به سمت تو

 دل باز شود ؟!

.

.

.

خانه ام خراب شد ...

اما حالا

می دانی ...!

تمام خانه پنجره شد

تو تنها پادشاه خرابه نشینی

می دانم!!

.

.

.

کی می آیی؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 15:1 توسط چشـــم انتظــــــار |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
ارتباط با من



سیاهه ها

خرداد 1388

اردیبهشت 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386


آرشیو موضوعی

خورشید عشق
جرعه ای از جام چشمت
شخصی


دوستان من

دل شدگان
ساحل دل
حاج حمید
تفحص عشق
گاهنامه
دولت عاشقی
طلبه تخریبچی
عقیق
داستانهای کلبه کوچک ما
همراز
همراز
نرگسی
باران
یاس
sunday(نقد وبلاگ ها)
چشم به راه
آرزو قدغن
باغ سیب
دلتنگ مهر بیکران
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin