ز آسمان برای همه ناز می کنم تا گنبد طلایی تو پرواز می کنم
نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
این زائران خسته،به عشق ولادتت
با عرض تهنیت به حضورت رسیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا چقدر ریسه برایت کشیده اند!
بوی غذای حضرتی واین همه گدا
مهمان نوازهای حرم سفره چیده اند
ای کاش در ضیافت تو دعوتم کند امشب خدا نگاه تو را قسمتم کند

من با تو از حصار غم آزاد می شوم
با خواندن سرود تو دلشاد می شوم
یکبار از خرابه ی دل بگذر و ببین
از برکت قدوم تو آباد می شوم
تا آن زمان که بیشه پر از رد پای توست
آهوی دل سپرده ی صیاد می شوم
از سنگ هم گذشتم و آهن شدم ولی!
دارم ز جنس پنجره فولاد می شوم!
عمریست زیر سایه ی دستت نشسته ام جز تو رضا به هیچ کسی دل نبسته ام

هرگز زعشق خویش جدایم نمی کنی
محتاج بنده های خدایم نمی کنی
گفتی سه بار دیدن زوار می رسی
یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی
دلتنگ روضه های حسین و محرمم
راهی خاک کرب و بلایم نمی کنی؟
این حرف آخریست که من با تو می زنم
مهمان سفرۀ شهدایم نمی کنی
خورشید من بتاب و دلم را سفید کن وقت زیارت است مرا هم شهید کن
شاعر : وبلاگ مجنون امام رضا علیه السلام.
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 20:53 توسط چشـــم انتظــــــار
|