|
روزها می گذرند و من به روز نمی شوم روزها می گذرند و فقط می گذرند و تو در من تازه نمی شوی دل من در عزایی بزرگ ماتش برده شبها می رسند و تو گم می شوی و رختی همچنان سیاه در بر من روزها می گذرند و تو در من پیدا نمی شوی ای پیداترین گنج پنهان! شب زندان ستاره هاست!... . + نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387 12:57 توسط چشـــم انتظــــــار |
|