|
دلم به اندازه تمام دنیا گرفته است نعمات تو کم نیستند من کمم خداوندا دلم تنگ است خیلی تنگ حتی از دانه برای جوانه هم تنگ تر است حتی از رود برا ی سیل خدایا مرا بسپار، به دست خاک و آب و آفتاب شاید درد هایم از میان دلم جوانه زدند الهی شاید شاید متولد شدم خدای من تو می دانی من چه می گویم الهی دنیای تو کوچک نیست من کوچکم زیبایی ها کم نیست چشمان من سو ندارند آه چقدر این چاه، تاریک و حقیر است خدایا تو می دانی من چه می گویم مرا در این سیاهی دریاب، که تو تنها نقطه امیدی ای نقطه ای که تمام و کمالی بی هیچ حد و مرزی چشمان مرا به نور خود روشن کن و دری از نور به رویم بگشا ای نور ای گشایش گر + نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 11:34 توسط چشـــم انتظــــــار
|